چهار Mumbaikars به اشتراک گذاری آنها چگونه جان سالم به در 75 روز دور از انسانی شرکت

چهار Mumbaikars به اشتراک گذاری آنها چگونه جان سالم به در 75 روز دور از انسانی شرکت – شیوه زندگی

به روز شده: Jun 07, 2020, 07:56 IST | جین Borges | بمبئی

به عنوان ما کامل 75 روز از انزوا چهار Mumbaikars که مجبور به تجربه مستند به تنهایی سهم بقای خود داستان

Pic/ Bipin Kokate

عکس/ Bipin Kokate

چگونه به تنهایی ؟ این یک سوال وجود—که سوار لس آنجلس مبتنی بر فیلمساز Sindha آقا به ترجمه او نوشته های مجله تصویری و تلفن همراه سیاهههای مربوط ایجاد شده و در قرنطینه به مدت شش دقیقه مستند به همین نام است. “در یک خوشمزه عمل خود می داند من دقت مستند من عدم رشد در تنهایی” او نوشت: در یک قطعه برای نیویورک تایمز. در فیلم آقا ما طول می کشد از طریق معمول خود را که می بیند او از خواب بیدار در زمان های مختلف در روز های مختلف و انجام کارهای مختلف—تمرین نوشتن [مانند مایا آنجلو در صبح] تفکر برخی از نور خورشید و یا متن خود را دوست پسر سابق و یا گاهی اوقات فقط خیره در یک زمزمه پرنده در سیم تلفن خود را در خارج از پنجره. “من آرزو می کنم من بهتر بود در تنهایی” او سهام در این مستند.

آقا پیدا کردم امید قطبی روانشناسی—بررسی “قطب جنوب ساکنان و چگونه یخ (جدا شده محدود و شدید) شرایط روانی آنها را تحت تاثیر قرار”. با وسواس جمع آوری حقایق در تجربه از کسانی که زندگی در آب و هوای سرد برای این فیلم به او کمک کرد پیدا کردن آرامش از طریق مستند. “هنگامی که قرنطینه است بیش از من می تواند یک فرد متفاوت” او می گوید: پس از مشاهده زیبایی از یک عمر زندگی در محدوده دیوار او.

به عنوان شهر کامل 75 روز از انزوا چهار Mumbaikars که از آن ساخته شده ایم از طریق ضخیم و نازک تنهایی سهم
داستان خود را.

‘مهاجران هستند و تنها دلیل من نگه داشته ام رفتن’

pic
Ritu دیوان می گوید که داشتن یک سفت و سخت در زندگی روزمره شده است خوب برای خوب بودن

Ritu Dewan
رشد و نمو اقتصاددان و معاون رئیس جمهور هند, جامعه کار و اقتصاد

زندگی به تنهایی دشوار است. اما تنها بودن است. من یک زن تنها و من کاملا لذت بردن از شرکت خود من. من در واقع هیچوقت نمی یاد گرفتن خسته شدم. اما این مستند ساخته شده است آن را سخت برای همه ما است.

کار من شامل بسیاری از رفت و آمد; ترین روز از ماه من یا حضور در کنفرانس و یا سخنرانی در جایی. این من به ارمغان می آورد در تماس با مردم از تمام جنبه های زندگی و من به طور مداوم در برقراری ارتباط تعامل و یادگیری از آنها را. که تعامل و یادگیری به طور کامل متوقف شده است. این هم چیزی است که من از دست وحشتناکی.

بسیار زود به مستند من تصمیم گرفتم که من می خواهم نه شکستن دور از برنامه من است. پس من زود بیدار می شوم و صرف دو ساعت اول روزنامه خواندن آنلاین و تکمیل کار خانگی. من هم از دو صبح در این هفته به طبخ و سپس مسدود کردن آن برای آینده وعده های غذایی. 11 هستم من در میز من; کار می رود تا حدود 7 یا 8 شب. کار شامل نوشتن و عمدتا هماهنگی تلاش های امدادی برای مهاجران.

من همچنان این چرخه برای بیش از دو ماه است. یک بار من به خودم استراحت به مدت چهار روز من پیدا کردم آن را کمی سخت به تابع. که زمانی که من متوجه شدم که داشتن یک روال مورد نیاز بود برای من خوب بودن و همچنین در خدمت به عنوان یک مکانیسم مقابله.

اما شب ها گاهی اوقات می تواند یک بیت پر از بدبختی است. زمانی که من در سفر من می خواهم صرف هر شب خارج از ملاقات با برخی از دوستان. زمانی که من می خواهم به بازگشت به خانه من می خواهم یکی دیگر از مجموعه ای از دوستان برای گرفتن با. بنابراین تقریبا هر شب مشغول بود. من در واقع برای نگاه به جلو به برخی از زمان به تنهایی. در حال حاضر آن را سخت ترین بخشی از روز است.

مهاجران هستند و تنها دلیل من نگه داشتم: برای آنها کار و فکر کردن از آنها. هر شب قبل از رفتن به خواب من مقایسه وضعیت من به ایشان و تصریح چگونه خوش شانس من به یک خانه و درآمد.

خود انزوا به من آموخته زیادی در مورد انسان و بشریت است. این به من کمک کرد دیدن همه چیز را در چشم انداز و مرا درونگرا. این حرکات کوچک مانند در آغوش گرفتن از یک دوست و یا فقط دیدن چهره یک دوست, چیزهایی هستند که کسی نتواند. من احساس بسیاری از خشم نه به دلیل مستند و همه گیر اما به دلیل غیر انسانی راهی است که در آن مردم این کشور در حال درمان.

‘در زمان من ضعف با خشم’

PIC/BIPIN KOKATE
عکس/ Bipin Kokate

رشید Irani
منتقد فیلم

مورد من نه عجیب است و نه به این معنا که بسیاری از مشکلات من رو در این مستند می توانید رک و پوست کنده بود نسبت به من اشتباهات خود را. نه تنها من را انتخاب کنید به تنهایی زندگی می کنند و من نیز تصمیم به زندگی می کنند بدون هیچ نوع امکانات رفاهی. برای 35 سال گذشته من تا به حال تمام وعده های غذایی من خارج است. من نیز خود را نمی, یخچال, محدوده پخت و پز تلویزیون یا گوشی های هوشمند. من فن آوری به چالش کشیده و من ترجیح می دهم آن است که راه. البته من شروع به کمی آن را پشیمانی. و هنگامی که من می خواهم به تغییر وجود دارد بسیار کمی فرصت [انجام] چرا که در همه جا شما بروید همه آنها به شما بگویم این است: “مستند”.

بسیاری از افراد مثل من آشفته و تبدیل به مرزی افسردگی. من نمی توانستم تصور این اتفاق می افتد… حتی در وحشی ترین رویاهای من.

اگر من زندگی می کنند با بیش از 5000 کتاب و مجله—و این که من ثروت واقعی—دو-و-یک-نیمه ماه من هنوز احساس نیاز به خواندن و دوباره خواندن یک کتاب. من احساس می کنم آنچه که استفاده از این همه خواندن, اگر آن است که برای رسیدن به این. آن ساخته شده است من بدبینانه است.

A file picture of Rashid Irani and German film director Werner Herzog at the Kerala Film Festival. For the first time in 50 years, the film critic says that he hasn’t gone to the cinema. PIC COURTESY/Sooni Taraporevala
یک فایل تصویر از رشید ایرانی و آلمانی کارگردان فیلم Werner Herzog در جشنواره فیلم کرالا. برای اولین بار در 50 سال منتقد فیلم می گوید که او نمی رفته به سینما. حسن نیت ارائه میدهد عکس/Sooni Taraporevala

من نیز کسی که زندگی برای سینما. من شده اند با تماشای فیلم برای 50 سال گذشته. اما از آنجا که مستند من شده اند قادر به دیدن یک فیلم و عجیب, من هیچ تاسف در مورد آن است. من فکر می کنم آن را تا حد زیادی به انجام با کیفیت از فیلم های ساخته شده. من خوشحالم که اگر چه. در غیر این صورت [بدون فیلم] من رفته اند کاملا دیوانه.

زودتر از من پایین رفتن حداقل دو یا سه بار در روز است. من می خواهم به بازدید از نزدیکترین فروشگاه چای در محله ساده, چای و املت و به خانه آمده راضی است. در حال حاضر که همه رستوران ها تعطیل, من یک بار در صبح برای من چای در یک کلبه کوچک در نزدیکی خط. در اینجا من پیوست زباله, کارگران محروم و سالمندان; [آنها شده اند آمار بدترین به دلیل مستند] و در عین حال من نمی بینم ناامیدی در آنها است. که در حال حرکت است, اما آن را نیز به من بسیار عصبانی است. در زمان من ضعف با خشم.

من درک جدی بودن وضعیت—که آن را در سراسر جهان همه گیر و نیاز به نزدیک سنجیده. اما دولت باعث می شود همه نوع اظهارات و چند روز بعد از آن طول می کشد آنها را به هر دلیل. که من فکر می کنم این است که بسیار خسته کننده برای کسی مثل من. فقط می گویند که “شما در مستند تا دسامبر”. اما این شکنجه کند.

از بالکن خانه من, من را دیده اند پلیس رفتار appallingly با مردم محلی. آنها پس از کسی که در یک چرخه و او را به پیاده و او را به انجام فشار یو پی اس. با توجه به این کشور از دست داده است تمام حس بشریت است.

بسیاری از دوستان من را به من گفتن مثبت باقی بماند اما من از دست تمام خواهد شد. من صرف بیشتر وقت من در روز دروغ گفتن در بستر تفکر در بهترین حالت. من اصلا خواب خوبی در همه. در حالی که من به تنهایی زندگی می کنند من نمی رشد در این تنهایی; من نیاز به تماس با انسان. آنچه در این مستند انجام داده است که من تبدیل به یک ماشین.

‘احساس می کنم بخشی از یک فیلم بد’

Piyush Raghani feels an absolute loss of control on what he thought was his life
Piyush Raghani احساس مطلق از دست دادن کنترل بر روی آنچه که او فکر او بود زندگی

Piyush Raghani
آگهی کارگردان و بنیانگذار افراد همفکر تولید خانه

من به تنهایی زندگی می کردند برای نزدیک به 15 سال از زندگی من است. اما من تصمیم به تنهایی و این اجبار [به لحاظ اجتماعی فاصله خود] است آنچه را آزار من است. راستش من mind f***اد. گذشته دو و نیم سال بوده است حقیقی. این احساس تقریبا dystopian مثل من بخشی از یک فیلم بد است. من به طور مداوم overthinking, درخواست خودم “است که در آن این همه رفتن؟” من از دست همه حس زمان و هدف.

زندگی در Bandra به من آزادی برای انجام آنچه من می خواستم و هر زمان که من احساس. من می تواند بیرون رفتن برای قدم زدن در پارک و یا گرفتن با دوستان بیش از یک نوشیدنی در بعد از ظهر در Janata نوار. در حال حاضر اگر من گام به گام آن را تنها برای ملزومات و حتی پس از آن من هرگز به بیش از 200 متر است.

انزوا می تواند به تخلیه. من استفاده می شود به یک خانه کمک کند و در حال حاضر من مجبور به انجام همه چیز را خودم. انجام ظروف ترین و خسته کننده کار است. من کاملا از آن متنفرم. من در واقع دنبال یک ظرف غذا. هنگامی که مستند آسانسور من تصمیم گرفتم من می خواهم به خوردن از صفحات کاغذ. من نمی توانم طبخ برای صرفه جویی در زندگی من است. بنابراین من یا سفارش و یا زندگی می کنند در سخاوت از دوستان نزدیک و یا همسایه ها. من به یاد داشته باشید پس از 20 روز از مستند من ولع مصرف صبحانه خوب بود که نمی Maggi. من برنامه خواب نیز رفته برای یک بازی شیر یا خط. در حالی که قبلا من خواب 11.30 ساعت در حال حاضر, من نمی آمار گونی قبل از 3 هستم. من نمی خواهم تلویزیون تماشا کنم. چقدر می تواند به شما زندگی می کنند vicariously?

من آرزو می کنم من می توانم به شما بگویم آن [تجربه مستند] بوده است فکری که در آن تغییر کرده است من برای بهتر زندگی اما نیست. مردم به من گفتن “شما باید زمان زیادی در دست بسیار می تواند انجام شود” اما بدون محرک که برای من در تماس با انسان, آن سخت است برای گرفتن ایده در خارج از زمین. ما همه مردم بستگی دارد به رانندگی ما زندگی می کند.

نیز وجود دارد بنابراین زمان زیادی برای فکر می کنم که تنها من دست پاچگی. من شوت برای زندگی و من یک شرکت است. من نیاز به پرداخت حقوق و اجاره. این مطلق از دست دادن کنترل بر آنچه من فکر کردم زندگی من به من رانده و به لبه. من فقط آرزو می کنم من می تواند بیرون رفتن در شب و یا نمی ظروف. من به شما قول می دهم که این همه به پایان می رسد, من نمی خواهد همیشه romanticise تنهایی.

“من در بر داشت یک دوست جدید در DSLR’

Zoya Thomas Lobo used to collect alms on the ladies special local before the lockdown. PIC/SHADAB KHAN
زویا توماس Lobo استفاده می شود به جمع آوری صدقه در خانمها ویژه محلی قبل از این مستند. عکس/ Shadab خان

زویا توماس Lobo
عکس نگار

بانوان ویژه محلی است که راه نجات من. به عنوان یک transwoman فرصت برای من همیشه بوده و چند دور بین. بنابراین هر چند من سعی کردم تعویض مشاغل جمع آوری صدقه در محلی شده است تكیه کمک به من کسب نان و کره است. این نیز که در آن من دوستان جدید ساخته شده است. کسانی که چند ساعت در قطار بودند و به اندازه کافی به من احساس دوست داشتم و می خواستم. من لذت می برد و گفتگو با مسافران و آن را به من کمک کرد تا کمتر احساس تنهایی زمانی که من آمد به من خالی صفحه اصلی.

که تغییر در مارس زمانی که مستند اعلام شد. ناگهان من تا به حال از دست من امرار معاش و همچنین دوستان من است. برای چند روز اول من به طور کامل از دست داده و نگران آینده من. من تا به حال به پرداخت اجاره ندارند پول برای مواد غذایی است. همچنین از آنجا که من هستم کسی که دوست دارد و در مورد من نمی تواند ایستاده ایده بودن داخل. اما من تا به حال سرمایه گذاری در یک DSLR مدتی بازگشت و همیشه آرزو عکاس. و به این ترتیب با کمک چند نفر از دوستان من خودم مطبوعات ID و شروع به کار به عنوان یک عکاس آزاد است. من تماس با من, دوربین, دوست پسر من آن را به عنوان تنها همدم این روز است.

زمانی که من بازگشت به خانه هر شب من مشغول الک را از طریق تصاویر و آپلود آنها در Instagram. من هرگز تا به حال زمان برای رسانه های اجتماعی قبل و مورد استفاده قرار گیرد برای پیدا کردن آن خسته کننده اما تنهایی باعث می شود شما در پیدا کردن دوستان جدید در مکان های غیر منتظره. کار من و عکاسی در حال نگه داشتن من رفتن. یا این تنهایی را ساخته اند و من افسرده. بله گاهی اوقات من از دست هرج و مرج محلی. و وقتی اتفاق می افتد که من را به یک تماس به برخی از دوستان من است. آنها نیز نوع به اندازه کافی برای من ارسال پول است. در این زمان ساخته شده است من متوجه چقدر همه ما به یکدیگر نیاز دارند. من آرزو می کنم من تا به حال یک شریک با آنها من می تواند, مبارزه, خنده, گریه.

اما من صلح من با این در حال حاضر.

گرفتن در آخرین بمبئی, اخبار جنایت, اخبارامور جاری و یک راهنمای کامل از مواد غذایی برای همه چیز برای انجام و حوادث در سراسر بمبئی. همچنین دانلود جدید mid-day اندروید و iOS نرم افزار برای دریافت آخرین به روز رسانی.

اواسط روز است که در حال حاضر در تلگرام. اینجا را کلیک کنید برای پیوستن به کانال ما (@middayinfomedialtd) و اقامت به روز شده با آخرین اخبار


ثبت نام برای همه آخرین اخبار, گالری بالا و روند ویدئوها از Mid-day.com

اشتراک

این وب سایت با استفاده از کوکی ها و یا فن آوری های مشابه به منظور افزایش تجربه مرور خود را و ارائه توصیه های شخصی ، با ادامه استفاده از وب سایت ما, شما توافق می کنید به سیاست حفظ حریم خصوصی و سیاست کوکی. OK

tinyurlis.gdclck.ruulvis.netshrtco.de